تبليغاتX
عشق بی پرده

عشق بی پرده

عشق یعنی تو یعنی من یعنی مااااااااااااااااااااااااااااا

اکسن ادز

دوست عزیزم سلام می خوای درآمد ماهانه داشته باشی

 

پس اول بر روی لینک بالایی کلیک کن  بعد برای عضو شدن بر روی نوشته زیر لینک ها

 

 

که نوشته تبلیغات با اکسین ادز کلیک کن خواهش میکنم به ما سر بزن بعد از اینکه عضو شدید

 

 

ما را خبر کنید تا به وبلاگتان سر بزنیم

+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 12:38  توسط کوثر  | 

داستان های رضا

 

     سلام ببخشید خیلی وقت بود که وب را آپ نکرده بودم

                           حالا می خوام  برای اولین بار که در این سال کارم را شروع کردم داستان زیبای

                آقا رضا پسر عموی عزیزم را برا تون در این پست قرار بدم

امید وارم خوشتون بیاد

داستانهای کوتاه

  1. یکی بود یکی نبودغیرازخداهیچ کس نبود درروزگاران قدیم روستای بود نزدیک اصفهان بود دراین روستامعلمی بودکه خیلی درحق بچه هاضلم می کردوازهرکس که خوشش نمی امداورابه باددشنام میداد گاهی هم اورا کتک میزد مردمان ان زمان اعتقادبراین داشتند       که بچه بایدبازور کتک ادب شود  امایک مرد عاقل دران روستابودکه سعی داشت به مردم بفهماندکه این روش برای ادب مناسب نیست اما مردم گوششان به ای حرفها بدهکارنبود هر روز بچه ای میامد تاسردماغی خونی دارد  مردعاقل که این مسئله اورا می رنجاند با خود فکر کرد تاچاره ای بیاندیشدامامی خواست نظربچه هاهم دراین مورد بداند ازاین رو به طورمخفیانه بایکی  ازبچه های معتمدمحل بودخواست بچه ها رایک جاجمع  کند تابتواندگپی باانهابزندومشکل رابرطرف سازد راستی فراموش کردم مرد عاقل رامعرفی کنم او میرزا تقی بود وپسرمعتمدهم علی نام داشت که اوهم پسرتیموراهنگر بود او برخلاف پدرش که مردی عصبی وخشن بود او مورد احترام همه ی مردم ده بود خلاصه به ادامه داستان می پردازیم  علی هم به حرف میرزا گوش کرد وشبانه بچه های مدرسه را دوراز چشم پدر ومادرشان درباغ می رزا جمع کرد می رزا قبل انکه میرزاحرفی بزند بچه ها شروع به صرصداکردند وبد بی راه گفتن به معلمشان شدند می رزا هم فهمید که اتیش بچه ها خییلی تند است مثل یک تنگ اب پرید وسط اتش خشم بچه ها را خوابوند واز انها خواست تابه اوکمک کنند تا معلم بفهمانندکه این روش تربیت نیست بچه ها هم قبول کردند که با نقشه ی حسابی جلو بروند میرزا ازبچه ها خواست که فردا به هر بهانه ای شده به مدرسه نروند بچه ها که از خداشون بود قبول کردندوفردا هیچکس به مدر سه نرفت اوضاع طبق مراد میرزاپیش میرفت که خانواده ها شستشون خبر شد هرچی هست زیر سرمیرزااست همان روزهمه در خانه میرزا اجتماع کردند ومیرزا راتهدید کردند که اگر یک بار دیگربچه ها ی مارا علیه معلم شوراندی تورا از این ده بیرون می کنیم اما میرزاگفت بچه های شما خودشان می خواهند اما باز هم مردم به حرف میرزا گوش نکردند معلم هم از نادانی انها خرسند میشد وبه انهامی خندیدامامیرزا دست بردار نبود در سدد ساختن برامد اما هنوز دیوار چینی نکرده بودکه مردم اورا خراب کردند  حالا کار به جایی رسیده بود که معلم از رفتار دهاتی ها سوء استفاده می کرد طوری که مخ کدخداهم زده بود ودخترش و سه چهار زمین را از چنگال کد خدادراورد میرزا که این رفتار اورا ازرده خاطر میکرد به منزل کد خدا رفت تا با او وداماد شیادش اختلال کند تاشاید فرجی شود میرزاشبانه به خانه ای کد خدا رفت بعدازچاق سلامتی گرم با کد خدا واهل منزل وملچ ملوچ شبانه سر صحبت را باز کرد اول با سردی جلو رفت وبه کدخداگفت کار درستی نبود اونصف زمین های شما راازتان قاپاندهمین جا بود که خشم کدخدابالاگرفت وچنان اتیشی به پاکردکه بیا ببین میرزا هم دست ازپادراز تر به منزل برگشت وتصمیمی نوگرفت فردا ان روزبه علی پسرتیموراهنگر گفت:برو بچه ها راجمع کن تا من خودم به شمادرس می دهم بدون انکه پولی بگیرم. علی خوشحال شاد رفت که به بچه ها خبر دهد فردای روز مدرسه همه ی درخانه ای میرزا جمع شده بودند هنگامی که معلم شیاد به داخل به داخل کلاس امدبرخلاف هروز که بچه ها زودتراز معلم به کلاس می امدندامروزکلاس سوت کوربود معلم به خیال انکه بچه هادیر کردن کلاس امروز رابه فلک کشیدن بچه هاگذاشت اما تاظهرخبری از بچه هانشد اوبه خانه ای کدخدا رفت وموضوع را با کدخدا درمیان گذاشت کدخدا هم عصبی شد وبه باغ میرزا رفت .کدخداتارسید شروع به دادفریاد کرد خلاصه هنوزکدخدا دادفریادش راتمام نکرده بود که بچه بیرون امدند وهمه ازحق میرزادفاع کردند.وقتی که دیدبچه همه بامیرزا هستند چیزی نگفت امااین موضوع معلم شیاد را نگران کردوشروع به تهدیدکردن میرزا کرد که بچه ها با سنگ به جان معلم افتادند معلم هم دو پا داشت دوپای دیگر هم قرض گرفت وپابه فرارگذاشت مردم هم بادیدن این صحنه همه چیز رامتوجه شدندومیرزاهم ازاین بابت خوشحال بود معلم که ازاین موضوع رنج میبرد دق دلیهایش را روی سر زنش که دختر کد خدابود خالی میکرد اورا بسیارکتک می زد میرزا هم وقتی رفتار این مرد رادیددخترش را ازاو گرفت زمین هایش هم ازاو پس گرفت وبعدادخترش رابه عقد میرزا دراورد میرزا بعدها درسی به بچه ها میدادکه درعرصه ی کشاورزی وباغ داری واهنگری و  طبابت وریاضیات درس میداد واین باعث شده بود که فرزندان درکارهم به پدرانشان کمک کنند وبسیاری مشکلات ده حل شد وچندی بعد هم معلم دراوج جوانی دق کرد مرد که مردم ده اورا خارج از ده خاکسپاری کردند
  2.  

 

 

    پایان

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 3:29  توسط کوثر  | 

اس ام اس به مناسبت ولنتاین

sms ، اس ام اس به مناسبت ولنتاین :

گاو و الاغ و اردك ، كبریت و گاز و فندك ، جوجه و مرغ و لك لك ، ولنتاینت مبارك

 


اگه شكلات بودی شیرین ترین بودی ، اگه عروسك بودی بغلی ترین بودی ، اگه ستاره بودی
روشن ترین بودی و تا زمانی كه دوست منی عزیز ترینی . روز ولنتاین مبارك . . .
 

امیدوارم خرس زیبایی ها همیشه تو غار چشمات خونه كنه . ولنتاین مبارك باشه عزیزم

 

سلام ببخشید پول نداشتم برات خرس و قلب بخرم به مناسبت روز ولنتاین ، فقط همین یه
اس ام اس رو توسنتم برات بفرستم تا بدونی كه همیشه دوستت دارم . امیدوارم این روز ،
روز ولنتاین برات مبارك و با بركت باشه .

 


میدونی ولنتاین یعنی چی ؟ یعنی اینكه یادمون باشه یه عاشق واقعی باید فقط به یه نفر
دل ببنده و تا آخر عمر هم عاشقانه عاشقش باشه

 

نميگم دوستت دارم
نميگم عاشقتم
ميگم ديونتم كه اگه يه روز ناراحتت كردم بگي بيخيال ديونست

 


قلب مهربانت مثلثي را مي ماند در درياي عشق
مرا در خود كشيدي برموداي من

 


بهترين لحظه، لحظه ايست كه فكر كني فراموشت كردم، بعد 1 اس ام اس از طرف من بياد كه
توش نوشته ميميرم برات !
ولنتاینت مبارک

 


قلبمو هدیه می دم بهت . مواظبش باش . نه به خاطر اینکه قلبمه به خاطر اینکه تو توشی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 14:47  توسط کوثر  | 

              تعطیل شد

         مرسی از همتون بای

   خیلی خیلی از آشنایی با شما خوشحال شدیم       بای

گریه نکیند

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 5:54  توسط کوثر  | 

ببینید و لذت ببرید

 

      

                                                  

سلاممممممممممممممممممممممممممم................................

خوش آمدید دوستان عزیزم  این آخرین پستیه که تو این ماه می خوام براتون بزارم بعدش

میریم داشگاهدانشگاه ببخشید اشتباه لپی بود خوب سرتون و درد نمیارم مطالب و ببینید

10

اول چند نمونه عشقولانه از نوع حیوانی رو ببینید خیلی جالبند مگه نه..........

عجب خرگوشهای بلایین     خرگوش طبل زن دیده بودی

 

اینو ببین چقدر شیطونه

   

                        و اما هدیه این ماه من به شما

اینبار می خوام یه شعر زیا تقدیمتون کنم امید وارم خوشتون بیاد

گریه نکن

                       وقتی همه زندگیتو باد تباهی میبره

                                                      تمام هستیتو به یک اشاره آسون می خره

                       وقتی زمین وآسمون ساز مخاف میزنن

                                                      هر چی گل کاشتی یه جا از دل گلدون میکنه

                        وقتی که حتی توی خواب یه مهربونم نداری

                                                      حتی یه یاره که بره یه بی نشونم نداری

                         گریه نکن گریه نکن ستاره ی بی آسمون

                                                       نمی زارم که بمیری با من یه شب زنده بمون

                          تویی که دیوونم بودی عاشق و مجنونم بودی

                                                       وقتی تموم لحظه ها خراب و ویرونم بودی

                         نفهمیدم که عشقی قشنگیه دقایقی

                                                        میون صحرای دلم تو تک گل شقایقی

                           گریه نکن گریه نکن ستاره ی بی آسمون

                                                       نمی زارم که بمیری با من یه شب زنده بمون

خوب بود امید وارم که خوشتون اومده باشه............

سجاد و کوثر اینو تقدیم میکنن به  شما عزیزان..........

                                             این گل تقدیم به شما........

                 

           خوب بود امیدوارم خوشتون اومده باشه..........تا بعد

راستی نظر یادت نره هاااااااااااااااااااااااااااااا.......

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 15:59  توسط کوثر  | 

عشق

دوستان خوبم سلام

امروز می خوام عکسه دو عاشق و بهتون نشون بدم که پدر و مادرشون مخالف بودن

واین دو عاشق مجبور بودن مخفیانه با هم دیگه ملا قات کنند

به نظر شما چرا پدر  و مادرا  در امر ازدواج بسیار سختگیرند

ملاک شما برای ازدواج چیه مهمترین ملاک از نظر شما؟ منتظر نظرت هستم؟؟؟؟؟/////؟

؟؟/؟///؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

در این تصویر که میبینید این پسر از این دختره خواستگاری میکنه ولی دختره ناراحت میشه

کی دلیلشو میدونه من نمیگم تا خودتون حدس بزنید

این تصویر را که مشاهده میکنید پسره با پر رویی تمام وارد خونه دختره میشه برای  خواستگاری کردن ولی با گندی که بالا میاره پدرش اونو از خونه میندازه بیرون

پسره بدبخت از بس میاد و میره تا دل دختره رو بدست میاره اینم یه دیدار مخفیانشون این طرف دیوار

پدر و مادر پسر و دختر که میبینن حریف این دوتا نمیشن  میزارن با هم ازدواج کنند

امیدوارم خوشتون اومده باشه

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 16:39  توسط کوثر  | 

از دیجی بگور تا دیجی شنبه

دوستان سلام کی تا حالا ترانه های عاشقانه دیجی شنبه را شنیده

به هر حال همگی در سلامتی کامل به سر میبرید هووووو

مدتی آپ نکردم به بزرگی خودتون ببخشید

 

به هر حال تصمیم گرفتم  بازم یه حال درست حسابی بهتون بدم

باید اعلام کنم که همگی سیندرلا رو میشناسید هرکس هم که بگه

نمیشناسم دروغ میگه همگی از کودکی تا الان با این نام آشنا هستید

همینطور که لیلی و مجنون برای ما بزرگا زبان زد عام و خاص هستش

در دنیای کودکان هم سیندرلا محبوبیتی خاص داره......... شما هم سیندرلا

رو دوست دارید اگه دوست ندارید پس چرا هر وقت می خواید برای دوستتون

کلاس بزارید  میگید که مثل سیندرلا یی

 

زیبا بود یا نه

این عکسو میبینی یاد چی می افتی

من با دیدن این عکس یاد عزرائیل می افتم

                                          

در اینجا سعی دارم براتون شعر های عاشقانه بزارم امید وارم خوشتون

بیاد

 

www.taranome-ashk.blogfa.com

امیدوارم خوشتون اومده باشه

بای بای

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 0:44  توسط کوثر  | 

دوستان عزیز سلام

سلام

دوستان عزیز با عرض پوزش به خاطر مشکلاتی که در وب ایجاد شده وبلاگ در حال تعمیر می باشد و از نظرات شما بسیار سپاس گزاریم

و از اینکه نمی تونیم به وبتون سر بزنیم بسیار شرمنده ایم از همین جا از همه شما دوستان و وب داران تشکر میکنم

                                                       موفق و پیروز باشید

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 10:14  توسط کوثر  | 

هرچیزی که دلت بخواد

سلام بر گلهای سر سبد محفل:

می خوام براتون سنگ تمام بزارم در این پست هم عاشقانه و هم طنز خوب وقتتون و نمیگیرم

و میرم سر اصل مطلب با ما همراه باشید:

عکسشعرطنزو هر چیزی که شما رو خوشحال میکنه می خوام براتون بزارم

جوجه خیلی دوست دارید تقدیم به تمام جوجو ها

این از عکس از شعر های خنده دار خوشتون میاد الان براتو میزارم امید وارم خوشتون بیاد

عشق يعني علاقه
نه كفگير و ملاقه
دوست دارم يه عالمه
اندازه ي يه قابلمه
من عاشق تو هستم
تو قابلمه نشستم
يه لنگه كفش تو دستم
منتظرت نشستم

اگه کسی رو دوست داشتی که اون تو رو دوست نداشت  خود تو ناراحت نکن اینا رو بهش
بگو
ای یار به جهنم که مرا دوست نداری

از عشق تو هرگز نکنم گریه و زاری

اگر روزی بری و یاری بگیری

الهی تب کنی فرداش بمیری

الهی سرخک و اریون بگیری

تب مالت و فشار خون بگیری

اگر بردی ز اینها جان سالم

الهی درد بی درمون بگیری
 
                                         
 
امید وارم قسمت قبلی رضایتتون و جلب کرده باشه حالا نوبتی هم باشه نوبت عاشقانه است:
                                            m
 
شعری زیبا هم میزارم:
 
بوسه اسم است...چون عمومي است بوسه فعل است...چون هم لازم است هم متعدي بوسه حرف تعجب است...چون اگر ناگهاني باشد طرف مقابل را مات و مهبوت ميکند بوسه ضمير است...چون از قيد انسان خارج نيست بوسه حرف ربط است...چون 2 نفر را به هم متصل ميکند.
                                         
 
 
ممنون که توجه کردید ما رو از نظر زیباتون بی بهره نگذارید
                                                   
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 8:22  توسط کوثر  | 

عاشق

سلام

دوستان عکسی را که در زیر مشاهده میکنید عکس یک نیمکت خالی است

سوال؟

ترجیع میدهید با چه کسی روی این نیمکت بنشینید و آن را خالی نگزارید؟

mehalood1.jpg

غروب زیبای خورشید را ببینید چه لذتی داره دوست داری همچین غروبیو از نزدیک ببینی  پس بیا

ببینش

همیشه دوست دارم وقتی  عاشق شدم عشقمو تو این کلبه رویایی بگزرونم تا آخر عمر  تو چطور

در کنار این عکسا تصمیم گرفتم چاشنی کارو زیاد کنم و براتون شعر بزارم

اونم از نوع عشقولانش

جا تمام شد [عاشقانه]


مجنون  نباش      قصهً     ليلا   تمام شد

                           عشقي  نمرده   است    فقط   نا ،تمام شد

آن ساعتي كه در غم ما خوابِ خواب بود

                           بي وقفه رفت     وقت خوشي  تا تمام شد

حتي  خدا   به وحدت   ما دلخوشي نداشت

                          حسرت   گذاشت    در دل ما  ، ما تمام شد

اين مزرعه كه كِشتن و سوزاندنش يكيست

                          آغاز  راه    بوده    غمش     يا   تمام شد

در دوزخ   و  بهشت  خدا   هم غريبه ايم

                           آنجا  نوشته  اند     نيا    ،    جا تمام شد

 

نظر بده ...اگه خوشت اومده نظر بده تا ... بیشتر بذارم ...نظر بده ...

زندگیتون مثله این شمع پر احساس باشه

نظر بده ...

پاییز را دوست دارم...

بخاطر غریب و بی صدا آمدنش

بخاطر رنگ زرد زیبا و دیوانه کننده اش

بخاطر خش خش گوش نواز برگ هایش

بخاطر صدای نم نم باران های عاشقانه اش

 بخاطر رفتن و رفتن... و خیس شدن زیر باران های پاییزی

بخاطر بوی مست کننده خاک باران خورده کوچه ها

بخاطر غروب های نارنجی و دلگیرش

 بخاطر شب های سرد و طولانی اش

بخاطر تنهایی و دلتنگی های پاییزی ام

بخاطر پیاده روی های شبانه ام

           بخاطر بغض های سنگین انتظار

بخاطر اشک های بی صدایم

بخاطر سالها خاطرات پاییزی ام

بخاطر معصومیت کودکی ام

بخاطر نشاط نوجوانی ام

بخاطر تنهایی جوانی ام

بخاطر اولین نفس هایم

بخاطر اولین گریه هایم

بخاطر اولین خنده هایم

بخاطر دوباره متولد شدن

بخاطر رسیدن به نقطه شروع سفر

بخاطر یک سال دورتر شدن از آغاز راه

بخاطر یک سال نزدیک تر شدن به پایان راه

بخاطر غریبانه و بی صدا رفتنش

پاییز را دوست دارم، بخاطر خود پاییز

و من عاشقانه پاییز را دوست دارم...

 

این عکسو هم تقدیم میکنم به تمامی کسانی که از وبم بازدید میکنند و نظر میدن

در میان این همه زیبایی یک چیز پنهان است ... خدا ...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 4:3  توسط کوثر  | 

عکسهای عاشقانه

دوستان خوبم سلام عیدتون مبارک

از عکسهای عاشقانه خوشتون میاد درسته

پس منم براتون عکس میزارم ولی از نوع عشقولانه

از طرف سجاد به شما

بی تو چه کنم؟

تا اینجا از عکسها راضی بودید امید وارم خوشتون اومده باشه چند تای دیگه هم میزارم

آخرین عکس

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 1:1  توسط کوثر  | 

عیدتون مبارک روزه داران

عید ، میعادی در زمان است. و فطر میثاقی با فطرت!

 چرا که رمضان دعوتی است به بازیافتن خودگمشده .

ندائی است برای توجه به خدای فراموش شده .

ضیافتی است برای تناول از مانده تقوا و پایان این میهمانی خدایی عید قبول است.

 عید توفیق بر طاعت و اطاعت عید توبه و  تهذیب نفس ,عید ذکرهای شبانه,عید کنترل خواسته ها ,عید محرومان وگرسنگان.

                                  دوستان عزیزم عیدتون مبارک و نماز

روزه هاتون قبول

 

امید وارم ماه خوب و خوشی رو سپری کرده باشی به وبلاگ ما خوش

 

آمدید    

 

دوستان میدونم که از ضرب المثل های ایرانی خیلی خوشتون میاد

 

خوب منم براتون چندا ضرب المثل میزارم که البته خیلی هاشو

 

میدونید :

 زندگیش مثل آخرت یزید شده.

- رنگش را ببین حالش را بپرس.

- داغی را بگذاری کف دستش یک قرون از دستش نمی افتد.

- اگر نخوردیم نون گندم دیدیم دست مردم.

- دهنش چفت نداره .

- خر را بیاور باقلا بار کن .

- رویش مثل سنگ پای قزوین شده .

- فضول را بردن جهنم گفتن هیزمش تر است .

- گربه برای رضای خدا موش نمی گیرد.

- با دعای گربه سیه باران نمی آید.

- دیوار موش داره موش هم گوش داره .

- بچه دهنش بوی شیر می ده می خواهد زن بگیره .

- یاسین در گوش خر خواندن .

- از ترس گرگ سگش را دوش کرده .

- بز حول جان . قصاب به فکر پی .       

- یکی می مرد ز درد بی نوایی یکی می گفت خانم زردک می خواهی .

- تازی وقت شکار شاشش می گیرد. 


 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 1:46  توسط کوثر  | 

سلام بر عشق

                       گریه کن دلت سبک شه     این پناه آخرینه

                       واسه بارون نگاهنت         تن عاشقم زمینه

                       بزارپیش من بباره           ابرک چشم بهاریت

                      آخه من محرم اشکم          تو شبای بقراریت

                      گریه کن دلت سبک شه      من فدای گریه هاتم

                      مثل عطر گل میمونی         لابه لای خاطراتم

                      زیر رگبار نگاهت             تن من خیس ترانست

                      واسه فهمیدن چشمات         گریه بهترین بهانست

                      آه که بی تو زنده بودن        واسه من تلخیه وهمه

                      عاشقی یعنی که قلبم          گریه ی تو رو میفهمه

                                           

عاشقان این شعرو خوندین حالا بیاین همه با هم یک صدا این شعرو بخونیم

 

                              وقتی میگم دلم برات تنگ نمیشه       یعنی برو یعنی دوست ندارم

                              رفتن تو فاجعه نیست میدونی           من واسه رفتنه تو بیقرارم

                                                             دوست ندارم

                                                             دوست ندارم

                                                       دوست نداااااااااااااااارم

                                یه روز میگفتی که دلت                  تنگه برای دیدنم 

                                حالا ببین اون که داره                    میشکنه تو دستت منم

                                شکستی بغض گریمو                     تو دفتر ترانه ها

                                گذشتم از عادت دل                        دنباله چشمات نمیام

                                رویه غبار آینه                            دنباله جاده ها میرم

                                                      قلبتو تنها میزارم  

                                برو دیگه گریه نکن                      قصه به آخرش رسید

                               اون که یه روز برات میمرد             خط رویه اسمه تو کشید

                               حالا شبا چشمای خیس                   اینو رو قلبت بنویس

                               با اینکه از دلم میری                      هیشکی برام مثله تو نیست

                                                          دوست ندارم

                                                         دوست ندارم

                                                    دوست نداااااااااااااارم

 

  اینو تقدیم میکنم به همه کسانی که  می خوان تقدیم کنن به عشقشون یه نگاه هم به سجاد تنها کنید اینو برا خودم گفتم این شعریه که واقعا ازش خوشم میاد اینم بخونید

                          سجاد همیشه عشق استجماله هرچه عشقه عشق است

                      

              شعری که واقعا عاشقشم:

                             تو دفتر سیاهه سر نوشتم           هرچی باید از تو بگم نوشتم

                            نوشتم عاشقم بخونی                 روم نمیشه بهت بگم میدونی

                           چه مهههههربونیییییییییییی            ماهههههههههه آسمونییییییی

                                                 برام عزیزتراز جون میمونی  

                          چه جوری بگم دوست دارم عزیزم    دلت بسوزه یاره من بمونی

                          تو زندگیم خیلی گلا رو چیدم         شاهپری های قصه ها رودیدم

                         هیشکی با من مثله تو یار نبودش      تا تو رو دیدم از همه بریدم

میدونم شاید خوشتون نیومده باشه ولی حرف همه عاشقا همینه نظر بدین بازم براتون میزارمسجادسجاد

                                              

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 2:44  توسط کوثر  | 

شعرهای زیبا

دوستان عزیز و گلم میدونم همتون عاشق شعر هستید تصمیم گرفتم براتون شعر های عاشقانه بزارم دوستان عزیزم اینا رو تقدیم میکنم  به شما  و شما هم به هر کس که او رو از صمیم قلب دوست دارید تقدیمش کنید

لحظه ديدار نزديك است 


 

باز من ديوانه ام ، مستم 


 

باز ميلرزد، دلم، دستم


 

باز گوئي در جهان ديگري هستم


 

هاي! نخراشي بغفلت گونه ام را تيغ


 

هاي، نپرسي صفاي رلفزم را دست 


 

و آبرويم را نريزي، دل 


 

اي نخورده مست 


 

لحظه ديدار نزديك است

از این شعر خوشتون اومده امیدوارم که خوشتون بیاد

حال یکی دیکی براتون میزارم

رفتم مرا ببخش و مگو او وفا نداشت
راهي به جز گريز برايم نمانده بود
اين عشق آتشين پر از درد و بي اميد
در وادي گناه و جنونم کشانده بود

رفتم که داغ بوسه پر حسرت تو را
با آبهاي ديده ز لب شستشو دهم
رفتم که نا تمام بمانم در اين سرود
رفتم که با نگفته به خود آبرو دهم

رفتم مگو مگو که چرا رفت، ننگ بود
عشق من و نياز تو و سوز و ساز ما
از پرده خموشي وظلمت چو نور صبح
بيرون فتاده بود به يک باره راز ما

رفتم که گم شوم چو يکي قطره اشک گرم
در لابلاي دامن شبرنگ زندگي
رفتم که در سياهي يک گور بي نشان
فارغ شوم ز کشمکش و جنگ زندگي

من از دو چشم روشن و گريان گريختم
از خنده هاي وحشي طوفان گريختم
از بستر وصال به آغوش سرد هجر
آزرده از ملامت وجدان گريختم

اي سينه در حرارت سوزان خود بسوز
ديگر سراغ شعله آتش ز من مگير
ميخواستم که شعله شوم سرکشي کنم
مرغي شدم به کنج قفس خسته و اسير


روحي مشوشم که شبي بي خبر ز خويش
در دامن سکوت به تلخي گريستم
نالان ز کرده ها و پشيمان ز گفته ها
ديدم که لايق تو و عشق تو نيستم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 7:42  توسط کوثر  | 

سجاد تنها

دوستان عزیز و مهربانم می خوام عکسهای رمانتیک و عاشقانه براتون بزارم امید وارم که لذت ببریدlovely.jpg

این خوب بود پسندید نظر بدید تا بازم براتون بزارم

این عکس هم از طرف من به تمامی دوستانی که در حال تماشای عکس هستند و نظر میدناگه می خواین سجاد تنها نباشه نظر بدین

شاید این جوری کمی از مشکلمون حل شه

از قدیم گفتن زندگی بدون عشق مثل مرگه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 7:3  توسط کوثر  | 

عاشق باشید و عاشق بمانید

عاشقان سلام

من این وبلاگ و برای این ساختم که علاوه بر قراردادن شعر فرصتی را برای عشاق ایجاد کرده باشم تا هر چی از دل تنگشون می خوان بگن  و با دلی راحت آنچه را که می خوان بگن اینجا راحت باشید و هر چی دوست ارید بگید خواهش میکنم در این وبلاگ کسی احساس غریبی نکنه چون عشاق همه با هم محرمند  به وبلاگ ما خوش آمدید

دوستان آیا تا حالا عاشق شدید تو عاشقی چه حسی داشتید هم من و هم شما بسیار در این زمینه به راهنمایی احتیاج داریم همه وبلاگ ها به شعر پرداختن اما من به کمک شما دوستان می خوام  به موضوعات عشق بپردازم امید وارم که در این راه کمکم کنید

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 4:8  توسط کوثر  |